سرانجام رمان " نام تمام مردگان یحیاست " را امضا کردم و برای امیر حسن‌زادگان، مدیر نشر ققنوس فرستادم. سال‌ها پیش قرار بود این رمان را به سپانلو تقدیم کنم، ناتمام ماند، زندگی‌ام دستخوش بلایایی شد که بسیاری از کارهام به تعویق افتاد، بهترین سال‌های خلاقه‌ی عمرم در غربت گذشت، بی‌دلیل، رفیقم سپانلو درگذشت. پدرم نیز از دلتنگی‌ من افسرده شد، درگذشت. نوشتن این رمان سی سال طول کشید. با آن عاشقی کردم، گریستم، نوشتم، و خوش بودم. این رساله‌ی عشق را به بچه‌ها تقدیم می‌کنم.
از خوانندگان آثارم همیشه ممنونم. سال نو و نوروزتان مبارک. تندرست و شاد باشید.

عباس معروفی


تبریکی بی ریاتر و زیباتر از این پاراگراف کوتاه ندیدم ... . مدت ها بود که نام رمان ذهنم رو درگیر خودش کرده بود و بی صبرانه منتظرم تا کتاب رو بدست بگیرم و شخصیت ها رو زندگی کنم . عباس معروفی کاریزماتیک عجیبی داره که حتی شنیدن نامش کافی ه تا برای همیشه تکه ایی از قلبت رو بین دستانش جا بگذاری ... . در کنار شاهکار های بی نظیری که خلق کرده ، شخصیت منحصر به فرد و صداقت انکار ناپذیرش مخاطب رو جذب میکنه . برلین برای من یادآور کتابخونه ی کوچیک و صمیمی هستش که نام معروفی بزرگ رو به نمایش میگذاره ... برای من یادآور مردی هست که با قلم و کاغذ معجزه خلق میکنه ... برلین برای من نارنجی ه !